ذهن شما طراح سرنوشت شماست.

پنج شنبه, 30 دی 1395 ساعت 21:49

دفترچه خاطرات قانون جذب

سال‌هاست که بحث قانون جذب و محقق شدن آرزوها با آن مطرح‌شده است و مقالات و کتاب‌های بسیاری در این زمینه نوشته‌شده‌اند. من نیز مانند هر فرد آرمان‌گرای دیگری مایل بودم تحقق خواسته‌هایم را به چشم ببینم؛ بنابراین در این زمینه، کتاب‌های فراوانی خواندم و به میزان چشمگیری بر این علم اشراف پیدا کردم. در این میان، در زندگی‌ام خاطرات فراوانی خلق‌شده است. اکنون نیز قصد دارم یکی از شیرین‌ترین آن‌ها را برای شما بازگو کنم: « جذب ثروت !»

در کتابی خوانده بودم: «یکی از تکنیک‌های جذب ثروت آن است که هر شب از خود بپرسید چه پول، هدیه یا حتی نشانه‌ای از ثروت به شما رسیده است؛ سپس آن را در دفترچه‌ای یادداشت کرده و برای داشتن آن از خداوند سپاسگزار باشید. اگر بتوانید به مدت چهل روز این کار را انجام دهید، وضع مادی شما به‌مراتب بهتر می‌شود؛ اما اگر اهداف مالی بزرگی در سردارید، باید آن‌قدر این کار را تکرار کنید تا سرانجام به خواسته خود برسید.» خب، کار سختی نبود. از آن به بعد، تصمیم گرفتم که هر شب در دفترچه‌ام این موارد را یادداشت کنم: «ابتدا می‌نوشتم که روزانه، در زندگی چه میزان پول یا حتی هدیه به من می‌رسد. سپس برای آن‌ها از خداوند متعال سپاسگزاری می‌کردم.» این کار را برای آن انجام می‌دادم که نعمت‌هایم افزون شود و وضع مادی‌ام به شرایط خوبی برسد. در دفترچه خاطراتم این‌گونه نوشتم:

شب اول: امروز پدرم از فروشگاه تعاونی خرید کرد و خانه را پر از مایحتاج زندگی کرد. خدایا شکرت!

شب دوم: امروز یکی از دوستانم به من بلیت رایگان سینما داد. خودم به دیدن آن فیلم نمی‌روم، اما بلیت را به دخترخاله‌ام می‌دهم که عاشق سینماست و با این کار او را خوشحال می‌کنم. خدایا شکرت!

شب سوم: امروز کتاب بسیار خوبی درباره ثروت آفرینی از کتابخانه امانت گرفتم. چند صفحه آن را ورق زدم و فهمیدم که کتاب فوق‌العاده‌ای است؛ کتابی که می‌تواند درراه رسیدن به خواسته‌های مالی به من کمک کند. خدایا شکرت!

شب چهارم: امروز در دانشگاه فراخوان مسابقه کتاب‌خوانی اعلام شد و همه می‌توانند در آن شرکت کنند. فرد برنده هم از تخفیف دانشجویی بهره‌مند می‌شود. من عاشق این مسابقه و جایزه‌اش هستم. خدایا شکرت!

شب پنجم: امروز مادرم با خوشحالی گفت: «با صاحب‌خانه صحبت کردم و او گفت که امسال خیال ندارد اجاره خانه را بالا ببرد». پدرم هم از این مسئله بسیار خوشحال شد و به هرکدام از ما مبلغی هدیه داد. خدایا شکرت!

همین‌طور روزها و شب‌های زیبا یکی پس از دیگری می‌گذشتند. تمام شب‌ها خوب بود... اما شب سی و پنجم شبی بود که در دفترچه من می‌درخشید. آن شب نوشتم: «امروز عصر از دانشگاه به خانه برگشتم. به‌محض رسیدن، مادرم به من گفت: "امروز از شرکتی تماس گرفتند که در آنجا فرم مصاحبه شغلی پرکرده بودی ". با آنجا تماس گرفتم و متوجه شدم که آن‌ها به یک مشاور خانواده احتیاج دارند و می‌خواستند مرا استخدام کنند! یعنی، همان شغلی که عاشقش بودم! البته در حال حاضر، دوران کارآموزی است؛ اما پس از گذشت سه ماه، من به‌طور رسمی در آنجا مشغول به کار می‌شوم. خدایا شکرت!»

واقعیتش را بخواهید از وقتی‌که این کار را شروع کردم و نعمت‌های جدید زندگی‌ام را در دفترچه‌ام یادداشت کردم، دیگر حتی سرسوزنی معنای فقر و نداری را نچشیدم. پیش‌تر شرایط مادی خانواده‌ام تعریف چندانی نداشت، اما پس‌ازاین کار احساس می‌کنم که همواره در حال بهترشدن هستیم. پس از گذشت دو سال از این ماجرا، ما خانه خریدیم و توانستیم پس از مدت‌ها اجاره‌نشینی به منزل خود نقل‌مکان کنیم. همه‌چیز از عالی بود.

من که این روش را تجربه کرده بودم و نتایجش را دیده بودم، بدون معطلی آن را با دیگران درمیان گذاشتم. باید به شما بگویم که هرکس این روش را انجام داده بدون استثناء به نتیجه رسیده است! شما هم از این تکنیک بهره ببرید و به خاطر داشته باشید که این روش محدود به جذب ثروت نیست. در حقیقت، شما می‌توانید از این روش برای رسیدن به هر هدفی بهره ببرید. به تمام نشانه‌ها توجه داشته باشید و تا سرحد امکان نعمت‌های روزانه خود را در هر زمینه‌ای یادداشت کنید. مواهب الهی بی‌شمارند و ما هرگز نمی‌توانیم قدردان یکایک آن‌ها باشیم، اما می‌توانیم این کار را تا حد توان خود انجام دهیم و برای نعمت‌های پروردگار ممنون باشیم. شما هم شک نداشته باشید که به‌زودی شرایط زندگی‌تان تغییر می‌کند و همه‌چیز رو به بهبود خواهد رفت.

نویسنده:‌ سپیده انصاری

منبع: Raaz-Magazine

مشاهده 2171 بار